خرید بک لینک

موضوع «عشق» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی می‌کنیم.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

بی عشق دل سنگ کپک خواهد زد

نبضش بزند نیز به شک خواهد زد

خواهم دل عاشق از خدا، گیرم عشق

بر زخم همیشه ام نمک خواهد زد

محمد يزداني جوینده

برچسب: نویسنده: بردیا قربانی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 17:00

در این گزارش به بررسی کامل «نگاه» می‌پردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

تافرصت دیدنش فراهم می شد

یک لحظه غبار از دلم کم می شد

مفتول اگر نگاه من بود از شرم

قرمز می شد برابرش خم می شد

محمد يزداني جوینده

برچسب: نویسنده: بردیا قربانی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 17:00

این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «زمانه» تهیه شده است و مهم‌ترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. آی زمانهچه تندی با منکه زبانم تاول زدببینآی زمانه زبانم هیچدلم سوختبا این حسابحتی نمی شود که بنالمشعری تلخ با شوری شیرینپس آی زمانهقلم بگیر اسم غمگین مرااز تمام سر فصل های شادو از صورت تمام آدم های صمیمیمرا خط بزنآی زمانه زبانم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا قربانی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 17:00

موضوع «بهار» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی می‌کنیم.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

از شعر ترم بهار بیرون آور

آیینه ی بی غبار بیرون آور

ابریشم زرنگار بیرون آور

قالیچه ی نو نوار بیرون آور

محمد يزداني جوینده

برچسب: نویسنده: بردیا قربانی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 17:00

این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «چراگاه» تهیه شده است و مهم‌ترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

در کوه صدای اره می آید؟ نه
فریاد شبان و بره می آید؟ نه
در وسعت شب، عجب چراگاهی، آه
آیا به دهان دره می آید؟ نه

محمد یزدانی جوینده

برچسب: نویسنده: بردیا قربانی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 17:00

در ادامه این مطلب، مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده درباره «چارانه» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

فانوس وجودم از خطر هست شده است

همرنگ غروب چشم سرمست شده است

برداشته مو شیشه ی قلبم، انگار

در شعله از این دست به آن دست شده است

محمد یزدانی جوینده

برچسب: نویسنده: بردیا قربانی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 17:00

از شعر ترم بهار بیرون آور

آیینه ی بی غبار بیرون آور

ابریشم زرنگار بیرون آور

قالیچه ی نو نوار بیرون آور

محمد يزداني جوینده


برچسب‌ها: بهار
نوشته شده توسط محمدیزدانی"جوینده" در چهارشنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۳ |

برچسب: نویسنده: بردیا قربانی تاريخ: پنجشنبه 6 آذر 1404 ساعت: 23:10

در کوه صدای اره می آید؟ نه
فریاد شبان و بره می آید؟ نه
در وسعت شب، عجب چراگاهی، آه
آیا به دهان دره می آید؟ نه

محمد یزدانی جوینده


برچسب‌ها: چارانه, شعر, امروز
نوشته شده توسط محمدیزدانی"جوینده" در شنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۴ |

برچسب: نویسنده: بردیا قربانی تاريخ: پنجشنبه 6 آذر 1404 ساعت: 23:10

فانوس وجودم از خطر هست شده است

همرنگ غروب چشم سرمست شده است

برداشته مو شیشه ی قلبم، انگار

در شعله از این دست به آن دست شده است

محمد یزدانی جوینده


برچسب‌ها: چارانه, شعر, امروز
نوشته شده توسط محمدیزدانی"جوینده" در چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ |

برچسب: نویسنده: بردیا قربانی تاريخ: پنجشنبه 6 آذر 1404 ساعت: 23:10

می زند بر پشت و پهلویم تبر هیزم شکنتشنه ام از پا در اندازد به سر هیزم شکنزنده ام گیرم که باشم تکدرختی سوختهدر نبردم تن به تن با حیله ور هیزم شکنآتش افروزد که آبم نیست در آوندهارحم آیا می برد بر خشک و تر هیزم شکن؟عاشق گل هاست پنداری، دروغش را ببینسازد از من مشت خاکستر اگر هیزم شکناره کش از روی گل بند وجودم را زندشاخسارم را برد جای ثمر هیزم شکندم به دم در سینه دارم یاد ابر نیلگونباشد از باران بلرزد قلب هر هیزم شکنباغکار پر هنر بر پای می دارد مرابشکند دست جفای بی هنر هیزم شکنمحمد یزدانی جویندهبرچسبها: غزل, امروز نوشته شده توسط محمدیزدانی"جوینده" در چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۳ | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا قربانی تاريخ: پنجشنبه 8 شهريور 1403 ساعت: 17:04

در یکی از روزهای بهاری ( نود و شش یا هفت ) به یکی از دوستان شاعرم در چهارباغ اصفهان برخوردم .آقای استاد ……شاعرامروز منتقد ادبی و مترجم چیره دستی است . آخرین باری که ایشان را دیده بودم ,هشتاد شش یا هفت بود بدیهی بود ,یک دهه دلتنگی دوجانبه باشد که بود و از هر دری سخن برود که رفت . تا آنجا که یک هو. وسط قلیان کشیدن ما ( چرا دروغ ) در انداخت وَ گفت :_ “عباس خوش عمل ” را می شناسی ؟_بله می شناسم ؟_ جدی جدی می شناسی ؟_بله , اسمم شاعر باشد ” عباس خوش عمل “را نشناسم .چطور مگر؟گفت : سال ها پیش (اواسط هشتاد ) در یکی از جلسات انجمن ادبی …. ( .شعر خوانی و نقد اشعار ) کنار دست یک شاعر جوان نشسته بودم . گرماگرم جلسه جوان ِ شاعر مرد بلند بالایی را با انگشت به من نشان داد و گفت: این “عباس خوش عمل ” است_ خوب .. اما بعد_خوب من بی درنگ و با خوشحالی گفتم : به به ! استاد “عباس خوش عمل ” عزیز با اشعار فاخرو ماندگارش از سال های دور آشنا هستم اما به چهره ایشان را نمی شناختم_ خوب , خوب , آفرین ! اما بعد ._بعد چه عرض کنم این جوانک شاعر به ناله درآمد : که استاد کدام است آقا ؟ . این ضد شعر امروزاست (دور از جانش )ضد شعر جوان است این آدم ////پابرهنه دویدم وسط حرف دوست شاعرم که مبادا این حرف ها را قبول کنی در جایی که استاد ” قزوه” ایشان را تمجید و تحسین می نماید. این حرف ها یعنی چه ؟. . اما بعد….دوست شاعرم همچنانکه غمگنانه سرتکان می داد , نالید: بله , من هم نپذیرفتم که استاد “عباس خوش عمل”( ببخشید) سرکوبگر شعر جوان باشد اشعار استاد جان را .( به قول معروف ,( بسیار تا بسیار دوست می دارم .از دوستان ِ جان چه پنهان از همان تاریخ ( نود و شش یا هفت) تا امروز (نود و نه ( نو) عقب مدرکی متفاوت می گشتم (به علاوه ی مداادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا قربانی تاريخ: دوشنبه 1 مرداد 1403 ساعت: 5:19

"غزل ناتمام دلتنگی"عنوان مجموعه شعری اشتراکی است که در سرآغاز سال جاری هزارو چهارصد و سه(بهار1403) به کوشش رضامحمدصالحی شاعر وفعال فرهنگی توسط انتشارات گنجور به زیور چاپ آراسته گردیده است اشعار کتاب مذکور همچنان که از عنوان برمی آید "غزل ناتمام دلتنگی!" یکدست در قالب غزل استابراهیم حاج محمدیسرخوش پارسامحمدعلی ساکیجعفرلاهوتی آذرمعین حجترضا محمدصالحیمحمديزداني جویندههفت شاعر غزلسرای مجموعه غزل یادشده هستندبرچسبها: غزل, کتاب, شعر, مشترک نوشته شده توسط محمدیزدانی"جوینده" در چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۳ | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا قربانی تاريخ: پنجشنبه 7 تير 1403 ساعت: 17:55

تکه ای آینه , مولانا درویش علیشور یارش همه دم, شیدا درویش علیاهل تسلیم و رضا, ساز مخالف نزندپاکدل بی اگر و اما درویش علیدوره گردان همه خوبند ولی عشق من استیار درویش علی تنها درویش علیصحبتی دارم و تا فرصت دیداری هسترخصتی می طلبم آقا ! درویش علی !نغمه در نغمه چه می خوانی کز حنجره اتدشت و در گشته پر از نجوا درویش علیلاله ی کوهی داغت به چه ناز نفسیهوهوی حق زده در صحرا درویش علیبسکه بر هم زده ای شهرت و گمنامی رانامه شد راز تو جایاجا درویش علیماه می بیند اگر , آنکه کفش را ببردنور چشمت چه کند غوغا درویش علیتا شب از پای درافتد, گل خورشیدنشان!ننشینی نفسی , از پا درویش علیمی رسد صبحی و صلحی, که به یک خلوت خاصمی رویم از قد هم بالا درویش علییار” جوینده” شوم, نور نماینده شومشمس ِ شادان ِ منا , بابا درویش علیمحمدیزدانی “جوینده”پس از سلام و ابراز خرسندیچند نکته در این شعر توجه من را به خود جلب کرد که مایلم نظر خوانندگان عزیز را به آن جلب کنم:1- اصل تصویرگونگی کمیت آوایی که به معنی فزونی در صورت زبانی منعکس کنندۀ فزونی در معنی است و کاستی در صورت زبانی منعکس کنندۀ کاستی در معنی.اگر به وزن شعر دقت کنیم وزن شعر در مصراع های فرد فعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن است اما در مصراع های زوج در رکن سوم دو هجای کوتاه تبدیل به یک هجای بلند شده اند. حال اگر به معنی دقت کنیم این هجا دقیقا هجایی است که قبل از نام مخاطب خاص شعر «درویش علی» که در نزد شاعر دارای مقام معنوی بالایی است آورده شده.2- اصل تصویرگونگی کیفیت آواییخود واکۀ (مصوت) “آ” در پایان هجای یاد شده نیز منطبق بر اصل تصویرگونگی آوایی است اما این بار به لحاظ کیفی منعکس کنندۀ مقام و منزلت شخصی است که نامش پس از این واکه شنیده میشود.3- اصل تصویرگونگی کمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا قربانی تاريخ: چهارشنبه 2 خرداد 1403 ساعت: 15:51

هرچه چشمان تو دریایی ترچشم ما تشنه و صحرایی ترهست آرام چه اقیانوسیزان نظرگاه تماشایی ترجلوه ات حادثه در آیینه استلحظه در لحظه معمایی تردل ما سر به هوا تر در بادهرچه آن زلف چلیپایی ترکس ندیده است به این حد شب غمزلف یلدا زده یلدایی ترصبح نوروزترین روز خدادر سلامت همه رویایی تر دل رسوایی ِ هجرانت نیزدر وصالت شده رسوایی ترتاشود زنده جهان _ اَز نفست _چه نَفَس هست مسیحایی تردر قیامت چه قیامت خیزدکه شدی ازهمه رعنایی ترمحمدیزدانی"جوینده"برچسبها: غزل, یلدا, نوروز نوشته شده توسط محمدیزدانی"جوینده" در چهارشنبه ۱ فروردین ۱۴۰۳ | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا قربانی تاريخ: پنجشنبه 16 فروردين 1403 ساعت: 20:26

اگرم تمام دنیا به سفر جواز باشدجهت تو جسم و جانم همه پیشتاز باشدکه به خلوت نیازم نه نشان ناز باشدشب عاشقی است یلدا شب سوز و ساز باشدشب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد”“تو بیا کز اول شب در صبح باز باشدنظری در آرزویم به فدای چشم مستتبه ملامتم اگر هم بنواز ناز شستتبکشد به هفت بندم خم زلف بی گسستتخوشم این چنین که گردد دل تنگ پای بستتعجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت”“به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشدخجلم به تشنه پویی شده ام غبار کویتکه بنوشم اندک اندک می صافی از سبویتهم ازین خمارمستی بشوم ترانه گویتقسمت دهم خدارا که ببندی ام به مویتز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویتکه محب صادق آنست که پاکباز باشدبه بلای بی حسابم بنشان و مبتلا کندل داغ پرورم ده غم آتشین عطاکنبه سه کنج بی نوایی به نوایم اشنا کننفسی که مویه دارم به دمی گرانبها کنبه کرشمه ی عنایت نگهی به سوی ما کن”“که دعای دردمندان ز سر نیاز باشدثمر اورد چگونه دل خون دیر جوشمسحری بهار آور برسد مگر سروشمبدهد زبان سرخم ببرد حواس و هوشمکه به غیر این خمارم چه عجب اگر خموشمسخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم”“به کدام دوست گویم که محل راز باشدمهی و منیر کامل نه فقط هلال باشیکه به جلوه ای جلالی صفت جمال باشیبه چه کس شبیه هستی؟ کس بی مثال باشیتک عالمی و آدم یک اهل حال باشیچه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی”“تو صنم نمیگذاری که مرا نماز باشددل سنگ آب کردم چو تو دوست می گرفتمبله عشق باب کردم چو تو دوست می گرفتمیکی انتخاب کردم چو تو دوست می گرفتمکه به جان خطاب کردم چو تو دوست می گرفتمنه چنین حساب کردم چو تو دوست میگرفتم”“که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشدسفرت دراز بادا ره جان بجوی سعدیبدوی به پا و سر هم نظری بپوی سعدیغزلی سرای و رو کن دل توادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا قربانی تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1402 ساعت: 18:09

صفحه بندی