در یکی از روزهای بهاری ( نود و شش یا هفت ) به یکی از دوستان شاعرم در چهارباغ اصفهان برخوردم .آقای استاد ……شاعرامروز منتقد ادبی و مترجم چیره دستی است . آخرین باری که ایشان را دیده بودم ,هشتاد شش یا هفت بود بدیهی بود ,یک دهه دلتنگی دوجانبه باشد که بود و از هر دری سخن برود که رفت . تا آنجا که یک هو. وسط قلیان کشیدن ما ( چرا دروغ ) در انداخت وَ گفت :
_ “عباس خوش عمل ” را می شناسی ؟
_بله می شناسم ؟
_ جدی جدی می شناسی ؟
_بله , اسمم شاعر باشد ” عباس خوش عمل “را نشناسم .چطور مگر؟
گفت : سال ها پیش (اواسط هشتاد ) در یکی از جلسات انجمن ادبی …. ( .شعر خوانی و نقد اشعار ) کنار دست یک شاعر جوان نشسته بودم . گرماگرم جلسه جوان ِ شاعر مرد بلند بالایی را با انگشت به من نشان داد و گفت: این “عباس خوش عمل ” است
_ خوب .. اما بعد
_خوب من بی درنگ و با خوشحالی گفتم : به به ! استاد “عباس خوش عمل ” عزیز با اشعار فاخرو ماندگارش از سال های دور آشنا هستم اما به چهره ایشان را نمی شناختم
_ خوب , خوب , آفرین ! اما بعد .
_بعد چه عرض کنم این جوانک شاعر به ناله درآمد : که استاد کدام است آقا ؟ . این ضد شعر امروزاست (دور از جانش )
ضد شعر جوان است این آدم ////
پابرهنه دویدم وسط حرف دوست شاعرم که مبادا این حرف ها را قبول کنی در جایی که استاد ” قزوه” ایشان را تمجید و تحسین می نماید. این حرف ها یعنی چه ؟. . اما بعد….
دوست شاعرم همچنانکه غمگنانه سرتکان می داد , نالید: بله , من هم نپذیرفتم که استاد “عباس خوش عمل”( ببخشید) سرکوبگر شعر جوان باشد اشعار استاد جان را .( به قول معروف ,( بسیار تا بسیار دوست می دارم .
از دوستان ِ جان چه پنهان از همان تاریخ ( نود و شش یا هفت) تا امروز (نود و نه ( نو) عقب مدرکی متفاوت می گشتم (به علاوه ی مدارک موجود) که جناب استاد “عباس خوش عمل “را در نقش یک حامی واقعی بی رنگ و ریای بی منت شعر جوان نشان دهد . یعنی همان شخصیتی که هست . این هم مدرک.بیش از این وقت نگیرم که نقل خاطره ام با عکس و پست (“عباس خوش عمل ” نوشت ,) بیشتر می چسبد آی می چسبد
محمد یزدانی جندقی
“عباس خوش عمل “نوشت :
امید آینده ی شعر سپید و بیماری صعب العلاج!
�سید جواد رحمتی� شاعر سپید سرای کاشانی و صاحب مجموعه شعر �حرفسردگی� مدتی است
که به بیماری صعب العلاجی مبتلا شده است.
برای �سید جواد� آینده ی درخشانی پیش بینی شده است و این با توجه به سروده های زیبا و فاخر اوست.
�سید جواد� سی و پنج ساله شغل آزاد دارد.مجموعه شعر �حرفسردگی� اش را انتشارات فصل پنجم چاپ و منتشر کرد.استدعا می کنم در لیالی قدر این شاعر جوان کاشانی را دعا کنید…ذیلآ دوشعر برگرفته از �حرفسردگی� تقدیم می شود :
(1)
من اگر پیراهن چهارخانه هم بپوشم
گوشه ی یکی از خانه هایش تنهایم
جایی که هیچ خطّ اتویی را
بر هم نمی زند
هیچ دکمه ی هرزی تهدیدش نمی کند
مطمئنم بعد از مرگ
اگر پیراهن سفید هم بپوشم
جایی در آن
خودم را به تنهایی دوخته ام.
(2)
از دوربین تفنگ شکاری
به کوچ مرغابی ها نگاه می کنم
به این که چگونه آسمان را ورق می زنند
که سال به سال بزرگتر می شدیم
نگاه می کنم
به کوچ مرغابی ها
که هر روز آسمان را ورق می زنند
باید
تیرانداز ماهری باشی
تا بفهمی
شلیک نکردن هم هدف می خواهد!
سید جواد رحمتی
********
وب سایت شعرپاک بخش نقد اشعار و مطالب
sherepaak.com
محمد یزدانی جوینده
ما را در سایت محمدیزدانی جندقی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 21