
در یکی از روزهای بهاری ( نود و شش یا هفت ) به یکی از دوستان شاعرم در چهارباغ اصفهان برخوردم .آقای استاد ……شاعرامروز منتقد ادبی و مترجم چیره دستی است . آخرین باری که ایشان را دیده بودم ,هشتاد شش یا هفت بود بدیهی بود ,یک دهه دلتنگی دوجانبه باشد که بود و از هر دری سخن برود که رفت . تا آنجا که یک هو. وسط قلیان کشیدن ما ( چرا دروغ ) در انداخت وَ گفت :_ “عباس خوش عمل ” را می شناسی ؟_بله می شناسم ؟_ جدی جدی می شناسی ؟_بله , اسمم شاعر باشد ” عباس خوش عمل “را نشناسم .چطور مگر؟گفت : سال ها پیش (اواسط هشتا...
ادامه مطلب
تکه ای آینه , مولانا درویش علیشور یارش همه دم, شیدا درویش علیاهل تسلیم و رضا, ساز مخالف نزندپاکدل بی اگر و اما درویش علیدوره گردان همه خوبند ولی عشق من استیار درویش علی تنها درویش علیصحبتی دارم و تا فرصت دیداری هسترخصتی می طلبم آقا ! درویش علی !نغمه در نغمه چه می خوانی کز حنجره اتدشت و در گشته پر از نجوا درویش علیلاله ی کوهی داغت به چه ناز نفسیهوهوی حق زده در صحرا درویش علیبسکه بر هم زده ای شهرت و گمنامی رانامه شد راز تو جایاجا درویش علیماه می بیند اگر , آنکه کفش را ببردنور چشمت چه کند غوغا دروی...
ادامه مطلب